سفارش تبلیغ
صبا ویژن

علم گنجینه ی کمال
 

می توان سوال امتحانات فیزیک، را براحتی تایپ کرد و از تایپ آن لذت برد، اگر شکلهای مورد نیاز را آماده داشته باشیم.

یک آرشیو کم نظیر از اشکال فیزیک به منظور درج دربرگه سوال امتحانات فیزیک.

قابل توجه اینکه، این  اشکال  درمحیط word باکیفیت بالا طراحی شده  و قابلیت ویرایش دارند.


http://khanefizik.blogfa.com/post/155


[ دوشنبه 93/10/15 ] [ 3:50 عصر ] [ رنگین کمان ] [ نظر ]

کاربردهای انرژی هسته ای را در قسمت "ارائه" ی سایت زیر در قالب یک پاورپوینت می توان دریافت کرد. همچنین این سایت مطالب مفید زیادی در ارتباط با انرژی هسته ای دارد.

 

 

www.1-20.ir


[ جمعه 93/3/16 ] [ 9:9 عصر ] [ رنگین کمان ] [ نظر ]

دانلود نمونه سوال از سایت دبیرستان شهید صدوقی

http://ssampad.ir/c/portal/layout?p_l_id=PUB.3506.3


[ جمعه 92/12/23 ] [ 12:16 عصر ] [ رنگین کمان ] [ نظر ]

بر چهره ی پر ز نور مهدی (عج) صلوات           بر جان و دل صبور مهدی (عج) صلوات

تـا امـر فـرج شـود مـهـیـا ، بـفـرســت            بهـر فرج و ظهور مهدی (عج) ، صلوات

 

آقـا ردای سـبـز امـامــت ، مـبــارکــت             پـوشـیـدن لـبـاس خـلافـت ، مبارکت

ای آخرین ذخیره ی زهرایی حسین (ع)          آغــاز  روزگــار امـامــت ، مبــارکـــت

 

کاش مهدی (عج) به جهان چهره هویدا می کرد

                                                          گـره از مـشـکـل پـیـچـیـده ی مـا وا می کرد

کـاش مـی آمــد و بـا آمـــدنــش از ره لــطـــف

                                                          قبر مخفی شده ی فاطمه(س) پیدا می کرد

 

 

نهم ربیع الاول ، آغاز امامت حضرت ولی عصر (عج) بر همگان مبارک .


[ شنبه 92/10/21 ] [ 1:16 عصر ] [ رنگین کمان ] [ نظر ]

چند سال قبل سریالی به نام " نابرده رنج " از تلویزیون پخش شد . بازیگر اصلی سریال گاه و بیگاه دوستش را با صفت " پچل " ( بر وزن سبک ) خطاب می کرد . شاهد بودم در سیمای مرکز اصفهان ، در برنامه ای از ایشان سوال شد : پچل به چه معنایی است ؟ و ایشان گفتند : نمی دانم . فقط می دانم این یک کلمه در لهجه ی یزدی است . شاید معنی آن آدم خیلی کنجکاو یا فضول باشد .

اما ! باید بگویم : معنی پچل یعنی کثیف . به شخصی می گویند که لباسها یا ظاهرش کثیف باشد . و هیچ معنی باطنی و ظاهری دیگری ندارد . و در فیلم یاد شده در بسیاری از موارد هیچ سنخیتی برای گفتن این کلمه دیده نمی شود .

اینها را گفتم ، تا مطلب عجیب تری بگویم . دیشب (چهار شنبه شب 20/9/92 ) در شبکه ی پویا ، فیلم سینمایی " تیزپا " پخش شد و امروز هم تکرار . در قسمتی از فیلم ، خانم گربه به آقای سگ می گوید " تو مواظب باش ..."

این هم یک جمله در لهجه ی یزدی است . اگر در لهجه ی دیگری هم هست ، نمیدانم . اما ، یک خانم یزدی در طول 70 - 80 سال عمر خود شاید یک بار هم آن را بلند یا آهسته به زبان نیاورد . حال ، در یک انیمیشن ، خانم دوبلر به راحتی و با لبخند در مقابل چشمان هزاران فرزند ، آن را به زبان می آورد. شاید فکر کرده است ، معنی جمله این است که ، مواظب باش باد گلو نزنی . نخیر ، معنی آن این است که مواظب باش ، باد معده نزنی !!!!!!!

مطمئنم ، اگر معنی جمله را می دانستند آن را تغییر می دادند.

امیدوارم اگر جمله ای را شنیدیم و معنی آن را ندانستیم ، حداقل آن را در صدا و سیما به کار نبریم . نکند ، خدای ناکرده جمله ای را بیان کرده باشیم ، که ، آبرویمان را یا آبروی کشورمان را بر باد دهد و فرصتی برای جبران نباشد .    


[ جمعه 92/9/22 ] [ 1:53 صبح ] [ رنگین کمان ] [ نظر ]

در صفحه ی 25 کتاب هدیه های آسمان سال ششم دبستان ، شاهد عکسی زیبا از راهپیمایی روز 13 آبان هستیم . این عکس متعلق به دانش آموزان دبستان سمیه بهاباد می باشد . و مربوط به راهپیمایی 13 آبان سال 1391 بوده و از سایت آموزش و پرورش بهاباد گرفته شده است . از آنجایی که در این عکس ، تقریبا از همه ی سنین ، دانش آموزان به همراه مردم عادی مشاهده می شوند و پارچه نوشته ها روح حماسه را در انسان زنده می کند ، انتخاب این عکس ،بسیار نیکو مینماید .      

بهاباد یکی از شهرستان های استان یزد بوده و در جنوب شرقی استان واقع شده است . مردمی بسیار ولایت مدار، سخت کوش و قانع دارد که پینه های بسته بر دست کشاورزانش طعم پسته و زعفرانش را دوچندان کرده است .

موزه ی علوم طبیعی آن ، یکی از بهترین و جامع ترین موزه های کشور در زمینه ی سنگ و حیوانات آبزی است .

و مردمش همیشه پشتیبان نظام و انقلاب بوده و می مانند . ان شاءالله.

 


[ پنج شنبه 92/8/9 ] [ 10:1 عصر ] [ رنگین کمان ] [ نظر ]

امام علی علیه السلام می فرمایند:

مراقب هم نشینت باش که افکارت می شود .

مراقب افکارت باش که گفتارت می شود .

مراقب گفتارت باش که رفتارت می شود .

مراقب رفتارت باش که سرنوشتت  می شود .

مراقب سرنوشتت باش که عاقبتت می شود .

 

 

 

 

 

 

 

 

 



 
[ دوشنبه 92/2/30 ] [ 8:4 عصر ] [ رنگین کمان ] [ نظر ]

خدا را شاکرم که شغلم ، معلمی است . من یکی از ثروتمند ترین افراد روی زمین هستم. ثروت عظیم من ، همان دانش آموزان عزیزم هستند که ، وزیر و وکیل و دکتر و مهندس و نویسنده و نجار و بقال و خیاط و ... می شوند و حتی بعد از بازنشستگی ، در هر شغلی باشند به احترام من از جا بلند می شوند و مرا  خانم/آقا  خطاب می کنند .

من پادشاهی هستم که تاجم ، فرمایش گهربار مولا علی (ع) است : ( من علمنی حرفا فقد صیرنی عبدا ) و تختم ، قلب های پاک دانش آموختگانم.

وظیفه ی من علاوه بر تشریح قانونهای حاکم بر پدیده های جهان هستی، هدایت دانش آموزان به سمت خداوند حکیمی است که این قانون ها را بر اساس حکمت خود بر جهان حاکم کرده است . از این رو درسم را با " هوالحکیم " آغاز می کنم .

طبق فرمایش رهبر فرزانه ی انقلاب ، محور و معیار صحت حرکت جامعه می باشم .

ای خدای حکیم ، مرا کمک کن تا : جانشین خوبی برای انبیا باشم . ثروت عظیمم را به ثروت ملی ، تبدیل کرده و علمی را آموزش دهم که باعث سعادت و سیادت جامعه ی بزرگ اسلامی گردد.

 


[ یکشنبه 92/2/15 ] [ 6:54 عصر ] [ رنگین کمان ] [ نظر ]

دیشب در شبکه ی پویا ، یکی از قضاوت های حضرت علی (ع ) را نشان داد . جریان از این قرار بود که : سه دوست در یک سفر تجاری ، برای بدست آوردن سود بیشتر ، پول های خود را روی هم می گذارند و 17شتر خریداری می کنند . در نزدیکی خانه یرای تقسیم شتران با مشکل مواجه می شوند . یکی از آنها یک دوم ، دیگری یک سوم و آن یکی ، یک نهم از پول شتران را پرداخته بودند و به هر طریقی که می خواستند شتران را بین خود تقسیم کنند به توافق نرسیدند . نهایتا تصمیم گرفتند مشکل خود را با قاضی عادل شهر کوفه حضرت علی (ع) در میان بگذارند .

روش حضرت (ع) برای حل این مشکل : یک شتر به شتران اضافه کردند . ( جمع کل شتران شد 18 شتر ، از نظر یک دبیر ریاضی اصطلاحا  گرفتن مخرج مشترک بین کسرها ) . یک دوم شتران = 9 شتر ، به یکی از آنها داده شد . نفر دیگر ، یک سوم = 6 شتر ، و نفر سوم یک نهم شتران = 2 شتر تعلق گرفت و شتر آخر به خود حضرت برگشت .

با تمام اعضای خانواده به دقت فیلم را تماشا می کردیم . بعد از پایان فیلم ، همسرم که فرد نکته سنجی است ، گفت : این مسئله که از اصل اشتباه است .  

-         - چی اشتباه است .

-         - جمع یک نهم و یک سوم و یک ششم که یک نمی شود !

-         - متوجه منظورت نمی شوم .

-         - چه طوری پول 17شتر را با این نسبت ها بین خودشان تقسیم کردند.

ماشین حساب را برداشتم و شروع به جمع کردن این سه کسر شدم . همسرم پوزخندی زد و گفت شک داری؟! یکدفعه به او گفتم به اندازه ی یک هیجدهم از یک کمتر است .

-        - درسته .

کمی به فکر فرو رفتم . ناگهان یاد قسمتی از فیلم افتادم . یکی از سه رفیق می گوید : ما بیشتر از این پول نداریم . و فروشنده قبول می کند و به آنها تخفیف داده و  از بقیه ی پول شتران صرفنظر می نماید .(یک هیجدهم پول شتران )

موضوع را با همسرم در میان گذاشتم . و با هم به این نتیجه رسیدیم که این فیلم میتواند صحت داشته باشد و حضرت علی (ع) علاوه بر اینکه قاضی عادلی است ، ریاضی دان معرکه ای هم هست .    


[ دوشنبه 91/9/6 ] [ 10:32 صبح ] [ رنگین کمان ] [ نظر ]

 

 ضربات کوچکی به در می زنم و وارد کلاس می شوم . بعد از معرفی خود و .... می روم سراغ تدریس . بچه ها جلد کتاب را نگاه کنید . چی می بینید و بچه ها را با مطالبی که در این کتاب می خوانیم آشنا می کنم .

-          کتاب را باز کنید . بچه ها ، چند صفحه ای را ورق می زنند و صفحه ی مربوط به شروع اولین فصل را باز می کنند .

-          بچه ها صفحه ای را که عکس امام داره بیارین . یکی ، مطلب نوشته شده زیر عکس را بخوونه . یکی دو نفر به همدیگر نگاه می کنند و یکی شروع به خواند ن می کند : "هر کاری را که انسان باورش این است که نسبت به آن کار ضعیف است ، نمی‌تواند آن کار را انجام بدهد... هر کشوری که اعتقادش این باشد که نمی‌تواند خودش صنعتی را ایجاد کند این ملت محکوم به این‌ است که تا آخر نتواند و این اساس نقشه‌هایی بوده است که برای ملل ضعیف دنیا قدرتهای بزرگ کشیده‌اند . "

   

  بعد از تمام شدن مطلب میگم ، صلواتی ختم کنید . اللهم صل علی محمد و آل محمد .

-          یه جمله به این سخنان ، اضافه کنید . بعد از ثانیه هایی سکوت ، یکی میگه : ماااا می توانیم . و بعد از چند ثانیه ، خودم این جمله را اضافه می کنم : ما نقشه هایی را که قدرت های بزرگ برایمان می کشند ، نقش بر آب میکنیم .

داشتم این جمله را می گفتم که شنیدم یکی از بچه ها آروووم به دوستش میگه : امام ، ملت خودش را ضعیف فرض کرده که این طوری گفته .

-           چی گفتیییی .

    هیچی نگفت .

-          کلاس که تموم شد اگه خواستی ، می تونیم بیشتر راجع به این جمله با هم صحبت کنیم . و رفتم سراغ تدریس . ترمودینامیک . آن چنان گرم تدریس بودم و بچه ها با من همکاری می کردند که به کلی جمله ی اون دانش آموز را فراموش کرده بودم و بعد از کلاس هم ، به خانه برگشتم .

بعد از نیم ساعتی ، یکدفعه ، جمله ی اون دانش آموز به یادم اومد . دوباره کتاب را باز کردم و سخن امام را خواندم . برای من که بیشتر سعی کرده ام نیمه ی پر لیوان را ببینم و دوران امام را تجربه کرده ام ، گرفتن چنین نتیجه ای از سخنان امام قابل قبول نبود . آنقدر کلافه بودم و دوست داشتم کاری انجام بدهم که نمی دانی !

گوشی تلفن را برداشتم و شماره ی 111 ، سامانه ی ارتباط مردم با دولت (سامد) ، را گرفتم و پیامی را برای وزیر محترم آموزش و پرورش و همکارانشان گذاشتم و از ایشان خواستم تا در صورت امکان سخنی از امام را که نشان دهنده ی امید ایشان به جوانان بود را با سخن فعلی جایگزین نمایند . در ادامه ی پیام خواستم : در همین صفحه قسمتی از سخنان مقام معظم رهبری را نیز قرار دهند .

بعد از ظهر، وقتی داداش به خانه آمد ، مطلب را برایش بازگو کردم . و او گفت : ما در یک دوران ، ملتی ضعیف و ذلیل بودیم ولی الان در چنان عزتی هستیم که حتی یادآوری آن دوران ، ما را می آزارد . ولی تاریخ راباید خواند و از آن عبرت گرفت . اتفاقا این جمله ی امام خیلی قشنگه و ازم خواست سخنرانی مقام معظم رهبری در تاریخ 14/3/91 را بخوانم . و من خواندم .

 

 

قسمتهایی از آن سخنرانی

امام بزرگوار ما در حق این ملت پدری کرد زیرا از یک طرف مظهر مهربانی و رحمت پدرانه و از طرف دیگر مظهر اقتدار و صلابت بود  ...

در منطق قرآن، عزت واقعی و کامل متعلق به خدا و هر کسی است که در جبهه ی خدایی قرار می گیرد  .

امام راحل در طول حیات خود، چه در عرصه علم و تدریس، چه در دوران دشوار مبارزه و چه در دوران مدیریت و حاکمیت مصداق توکل بر خداوند عزیز و رحیم بود  .

بهمین علت کارهای بزرگی که همه بر امکان ناپذیر بودن آنها تاکید داشتند با طلوع امام شدنی شد و همه سدهایی که غیرقابل نفوذ و ناشکستنی بنظر می رسیدند، با حضور امام شکستنی شدند  .

ملت ایران با احساس عزتی که از درسهای انقلاب و امام آموخت توانست توانایی های خود را کشف کند و با چشم خود شاهدتحقق بسیاری از وعده های الهی از جمله غلبه مستضعفین بر مستکبرین باشد  .

امام در احیای روح عزت ملی بر تفاخر و غرور تکیه نمی کرد بلکه بنا را بر استحکام ساخت درونی ملت می گذاشت و همین امر باعث شد که روح عزت ملی و پیشرفت همچنان در این سرزمین بزرگ جاری باشد  .

 

ملت ایران اکنون در حال حرکت در دامنه است و آن روزی که به قله برسد، دشمنی ها و معارضه های خباثت آمیز نیز به پایان خواهد رسید  .

بدون تردید آینده برای ملتهای مسلمان و ملت ایران، بهتر از گذشته خواهد بود .

 

علاوه بر این ، مقام معظم رهبری در سخنانشان سیر تاریخی سپری شدن دوران ذلت و رسیدن به دوران عزت را خیلی کامل تشریح کرده بودند که جا دارد دوباره و سه باره آن را بخوانیم .  بعد از آرامش ، تصمیم گرفتم ببینم آن صحبت امام در چه تاریخی بیان شده و ....

و بالاخره یافتم آنچه را می جستم . شما هم با من ببینید .

 سخنرانی امام (ره) در تاریخ 31/1/1360

حضار : پرسنل صنایع نظامی کشور و اعضای مکتب الزهرای یزد .

 

         اساس همه شکستها و پیروزیها از خود آدم شروع می‌شود. انسان اساس پیروزی است و اساس شکست است. باور انسان اساس تمام امور است. غربیان و در سابق انگلستان و بعد از او امریکا و سایر کشورهای قدرتمند دنبال این بودند که با تبلیغات دامنه‌دار خودشان به ممالک ضعیف بباورانند که ناتوان‌اند، بباورانند که اینها نمی‌توانند هیچ کاری انجام بدهند؛ اینها باید در صنعت، در نظام، در اداره کشورها، دستشان به طرف قدرتهای بزرگ از شرق و غرب دراز باشد. آنهایی که می‌خواستند مخازن این کشورهای ضعیف را ببرند، نقشه‌های درست فکر کرده آنها این بود که مردم این کشور را، ملت این کشورها را، باورشان بیاورند که خودشان ناتوانند؛ ناتوانی را به خورد کشورهای مستضعف بدهند و خود مردم باور [کنند] که ما نمی‌توانیم صنعتی را خودمان ایجاد کنیم و نمی‌توانیم لشکری را خودمان اداره کنیم و نمی‌توانیم اداره مملکت خودمان را بکنیم. این باور که به وسیله تبلیغات غربزدگان در این ممالک پیاده شد، این کشورها را به تباهی و عقب ماندگی کشاند.

    هر کاری را که انسان باورش این است که ضعیف است نسبت به آن کار، نمی‌تواند آن کار را انجام بدهد. هر قدر، قدرت ارتشی زیاد باشد، لکن قدرت روحی نداشته باشد و باورش آمده باشد که در مقابل فلان قدرت و فلان قدرت نمی‌تواند ایستادگی کند، این ارتش محکوم به شکست است و هر کشوری که اعتقادش این باشد که نمی‌تواند خودش صنعتی را ایجاد کند این ملت محکوم به این است که تا آخر نتواند و این اساس نقشه‌هایی بوده است که برای ملل ضعیف دنیا قدرتهای بزرگ کشیده‌اند.

و قلمفرسایانی که در راه آنها قلمفرسایی می‌کردند و غربزدگانی که وابسته به آنها بودند، این مطلب را به‌طور وسیع تبلیغ کردند، به طوری که این ممالک باورشان آمده بود که هیچ کاری از آنها ساخته نیست و هیچ امری از امور کشوری و لشکری و صنعت و سایر اموری که در تمدن بشر دخالت دارد از عهده اینها ساخته نیست و باید از غرب و از قدرتهای بزرگ اینها تبعیت کنند، لشکرشان مستشار لازم دارد و کشورشان مدبّر. این باور مادامی که در کشورهای جهان و کشورهای مستضعف هست، برای خاطر همین باور تا آخر مبتلا و وابسته هستند  .

شما چنانچه باورتان آمده باشد که نمی‌توانید صنعت درست بکنید و نمی‌توانید صنایع بزرگ و کوچک را و چیزهایی که احتیاج به غرب بوده است خودتان آنها را درست بکنید، تا این باور هست، نمی‌توانید که انجام بدهید. اول باید خودتان را درست کنید؛ اول باید باورتان بیاید که ما هم انسانیم، ما هم قدرت تفکر داریم، ما هم قدرت صنعت داریم . این قدرت در همه افراد بشر بقوه هست.

ان شاء الله، خدای تبارک و تعالی به شما کمک کند، همان طوری که تا کنون کمکهای غیبی خدای تبارک و تعالی بوده است و این کشوری که کشور ائمه هدی و کشور صاحب الزمان - سلام الله علیه - است کشوری باشد که تا ظهور موعود ایشان به استقلال خودش ادامه بدهد؛ قدرت خودش را در خدمت آن بزرگوار قرار بدهد که عالم را ان شاء الله، به عدل و داد بکشد و از این‌جورهایی که بر مستضعفان می‌گذرد جلوگیری کند.

ان شاءا... .

تصمیم دارم متن کامل سخنرانی امام (ره) را برای دانش آموز عزیزم ببرم .و دوباره از او بخواهم جمله ای به آن اضافه کند .  امیدوارم با جمله اش مرا نسبت به خود امیدوار کند .

 


[ پنج شنبه 91/7/6 ] [ 9:34 عصر ] [ رنگین کمان ] [ نظر ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

امام رضا(ع) : علم گنجینه ی کمال است و کلید آن گنجینه ، پرسش کردن است .
امکانات وب


بازدید امروز: 35
بازدید دیروز: 40
کل بازدیدها: 32043
*